نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۸ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شکرین لعل او مکیدهٔ ماست

کوچهٔ زلف او دویدهٔ ماست

یار ما آمد و صفا آورد

بادهٔ بی غش رسیدهٔ ماست

مزهٔ ما دل کباب بس است

اشک خونین می چکیدهٔ ماست

وحشت ما فزون زمجنون است

جیب عریان تنی دریدهٔ ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به وصف زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل و جان خود می‌پردازد. او از شیرینی و لطافت معشوق می‌گوید و اشاره دارد که حضور او خوشی و شادی به ارمغان آورده است. همچنین از ناراحتی و اندوه درونی خود سخن می‌گوید، که به خاطر عشق و جدایی از معشوق احساس می‌کند. در واقع، این شعر ترکیبی از لذت و درد ناشی از عشق است.