نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما

می‌تواند نقش پا شد حلقهٔ زنجیر ما

ما خراب از رنجش بیجای او گردیده‌ایم

گر بیفشاند غبار از دل، شود تعمیر ما

قدرت ما پنجهٔ خورشید را تابیده است

برق در کار رم است از هیبت شمشیر ما

رنگ رویم را نه تنها قوّت پرواز نیست

ناله هم برخاستن نتواند از زنجیر ما

سرگرانی بی‌سبب آزار جویا می‌کند

اینقدرها رنجش بیجا چرا تقصیر ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و چالش‌های انسانی می‌پردازد. شاعر از ضعف و فشارهایی که بر او غالب شده صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که این مشکلات او را به زنجیر کشیده‌اند. او اشاره می‌کند که اگر از دلش غبار برطرف شود، بهبود خواهد یافت. قدرت او به حدی است که می‌تواند با خورشید مقابله کند، اما از درون احساس ناتوانی می‌کند. رنگ رخسارش نشان‌دهنده ناتوانی در پرواز است و حتی ناله کردن از زنجیرها نیز برایش دشوار شده است. در نهایت، او به بی‌دلیلی آزار خود اشاره می‌کند و از این می‌پرسد که چرا باید اینقدر رنج ببیند.