نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را

نقاب از پرنیان گل سزد حسن فرنگش را

نگاه نازپرورد تو بر کهسار اگر افتد

به چشم شوخی مژگان بود رگ‌های سنگش را

مشو غافل! زبان ناز هم فهمیدنی دارد

هزاران آشتی باشد نهان در پرده جنگش را

ز بس جوش لطافت در نظرها در نمی‌آید

نقاب از بوی گل سازند حسن نیم رنگش را

شود از پهلوی من ناوک او شوخ‌تر جویا

دلم مانند شریان در طپش آرد خدنگش را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق می‌پردازد. شاعر از باده‌ای لعلین سخن می‌گوید که رنگش جاذبه‌ای خاص دارد و به زیبایی معشوق اشاره می‌کند. نگاه معشوق به کوه‌ها نیز به زیبایی بیشتری او اشاره دارد. شاعر بر این نکته تاکید دارد که زبان ناز و لطافت معشوق پیچیدگی‌های خاصی دارد و در باطن او آشتی و نزدیکی نهفته است. همچنین، لطافت و زیبایی او به حدی است که در نظرها به سختی درک می‌شود. شاعر در آخر احساسات شدید خود را به تصویر می‌کشد و بیان می‌کند که دلش به شدت به خاطر زیبایی معشوق در تلاطم است.