نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را

گهی بی‌دست و پا چون موج دریا می‌کند ما را

چنان در پردهٔ خاموشی‌ایم از دیده‌ها پنهان

که آواز شکست رنگ پیدا می‌کند ما را

ز هم‌پروازی عنقا نبستم طرفی از عزلت

به گمنامی چو خود مشهور دنیا می‌کند ما را

به راه کعبهٔ شوقت فغان از دل تپیدن‌ها

که مانند جرس هر لحظه رسوا می‌کند ما را

ز خود بیگانه یابم خویش را تا به خودم، جویا!‏

بنازم بی‌خودی‌ها را که از ما می‌کند ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و پیچیده انسان در مواجهه با عشق و دل تنگی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که غم و عشق او را مانند شعله‌ای می‌سوزاند و هر لحظه احساس بی‌پناهی و تنهایی می‌کند. او در این حال، گویی در خاموشی و در دل تاریکی پنهان شده است. عشق او باعث می‌شود تا مانند جرس در هر لحظه خود را نشان دهد و رسوا کند. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که در جستجوی خود واقعی‌اش است و از این بی‌خودی لذت می‌برد، زیرا این بی‌خودی او را به درک عمیق‌تری از وجودش می‌کشاند.