شمارهٔ ۳۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
کی هراس از برق باشد کشت آفت دیده را
تهمتآلود علایق چون شود عزلت گزین؟
گرد ره کی مینشیند دامن برچیده را؟
حلقههای دود آهم می شود قلاب دل
در نظر آرم چو آن مژگان برگردیده را
کی شوم روشن سواد زلف او از دیدنی
کس به یک خواندن نفهمد معنی پیچیده را
چشم خواب آلود او را سرمه بیهوشی فزود
خامشی افسانه باشد فتنهٔ خوابیده را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات عاشقانه و عذابهای ناشی از عشق میپردازد. او بیان میکند که دل شوریدهاش از آتش عشق نمیترسد و از خطرات آن هم نگران نیست. او به مشکلات وابستگیها و اتهاماتی که به عشقش مربوط میشود، اشاره میکند و به دنبال عزلت و دوری از این مسائل است. همچنین، شاعر از قلابی بودن غم ناشی از دودی که بر دلش مینشیند سخن میگوید و از زیباییهای محبوبش و تأثیر آن بر خود میگوید. در نهایت، او از وضعیت خوابآلود محبوبش و تاثیر آن بر افکارش صحبت میکند و میگوید که خاموشی و سکوت به نوعی فتنه و جذبه خوابیدهای تبدیل شده است.