شمارهٔ ۳۳۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از موج چین، جبین هر آن کس که ساده است
دایم در بهشت به رویش گشاده است
هان بی خبر سفینهٔ عمر تو از نفس
در جذر و مد بحر خطر اوفتاده است
کامل نشد هنوز بهار جمال تو
یعنی گل تو غنچه و سروت پیاده است
سر بر کنار دامن منزل نهاده است
چون نقش پای هر که ز پا اوفتاده است
بر خود ز سوی خلق ره فیض را مبند
جویا در بهشت جبین گشاده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی تذکری درباره گذران عمر و غفلت انسانها دارد. شاعر به سادگی و ناواردی انسانها اشاره میکند که در غفلت از گذر عمر خود به بهشت خوشبختی فکر میکنند، در حالی که در واقع در خطر هستند. او به این نکته هم اشاره میکند که زیبایی و کمال انسان هنوز تکمیل نشده و مانند گلی است که هنوز غنچه است. در نهایت، شاعر به خواننده توصیه میکند که از لطف و فیض الهی غافل نشود و در پی درک و دریافت این نعمتها باشد.