نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قسمت هرکس ز نعمت خانه‌اش پیمانه‌ای است

آنکه ز ابر رحمتش هر قطره رزق دانه‌ای است

جوش یک‌رنگی ز بس با هم نیاز و ناز داشت

در نظر هر شعلهٔ شمعم پر پروانه‌ای است

بی‌تو دل در سینه‌ام افگنده شور محشری

بی‌تکلف طرفه سرمستی عجب دیوانه‌ای است

با توکل ساز و در بند غم روزی مباش

زانکه هر دندان کلید رزق را دندانه‌ای است

پیش روی ماه من لیلی نیارد سبز شد

قصهٔ مجنون به پیش وحشتم افسانه‌ای است

سر به محراب خم شمشیر می‌آرم فرود

قبله‌ام پیوسته طاق ابروی مردانه‌ای است

در هوایش دل به حیرت داده جویا دیده را

برامیدش باز آغوش در هر خانه‌ای است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی مانند نعمت‌ها و روزی‌های الهی، عشق، وابستگی و توکل می‌پردازد. شاعر می‌گوید هر کس به اندازه‌ای که در خانه‌اش دارد، از نعمت‌ها بهره‌مند است و هر قطره از رحمت الهی به دانه‌ای از رزق تبدیل می‌شود. همچنین، صحبت از شور و شوق در عشق و وابستگی به محبوب دارد و می‌گوید که بدون معشوق، دلش پر از التهاب و دلتنگی است. او توصیه می‌کند که از غم و اندوه دوری کنیم و به توکل به خداوند مبادرت کنیم، زیرا هر درد و دندان کلید خوشبختی است. در نهایت، به زیبایی معشوق و جاذبه‌اش اشاره می‌کند و حسرت مجنون را به یاد می‌آورد. شاعر در فضایی از عشق و reverence به محبوبش، دعا می‌کند که همیشه در یاد او باشد.