نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۲ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به آب و رنگ حسن او چمن نیست

به خوش حرفی لعل او سخن نیست

به جایی می رسد هر کس ز خود رفت

که امید ترقی در وطن نیست

اگر لعل است اگر یاقوت اگر می

به رنگ آن لب شکرشکن نیست

اگر بر آسمان رفته است خورشید

تکلف برطرف، چون ماه من نیست

اگر شمشاد اگر سرو ار صنوبر

به اندام تو ای گل پیرهن نیست

ز روی گرمت امشب چشم بد دور

تفاوت تا به شمع انجمن نیست

به روی آسمان حسن جویا

سهیلیی همچو آن سیب ذقن نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیز نمی‌تواند با حسن و زیبایی او مقایسه شود. او به این نکته اشاره می‌کند که حتی اگر چیزهایی چون لعل و یاقوت هم وجود داشته باشند، باز هم نمی‌توانند به زیبایی لب‌های معشوق برسند. همچنین در شعر، به این موضوع پرداخته می‌شود که هر کسی اگر از خود بگذرد و تلاش کند، به جایگاهی خواهد رسید که در آن امیدی به پیشرفت در وطنش نیست. شاعر نهایتا زیبایی‌های ظاهری دیگران را نیز زیر سؤال می‌برد و برتری زیبایی معشوق را تأکید می‌کند.