نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ریزد از هر حلقهٔ آن زلف عنبر بار کج

صاف کیفیت به رنگ ساغر سرشار کج

ای که با قد دو تا مست شراب غفلتی

خواب راحت می کنی در سایهٔ دیوار کج

مستی چشم تو از کج کج نگاهی ظاهر است

زود رسوا می شود می نوش از رفتار کج

از رعونت مرد را نقصان به مردی می رسد

زودتر گردد جدا از فرق سر دستار کج

کی رود از خاطرم مژگان بر گردیده اش

چون توان کردن رها دامان دل زین خار کج

گوئیا ماریست جویا پاسبان گنج حسن

بر کنار عارض او زلف عنبر بار کج

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های جذاب به توصیف زلف و قامت محبوب می‌پردازد. زلف‌های او به مانند عنبر است و بر کجی آنها تأکید دارد. شاعر به تأثیر شراب و مستی بر روی محبوب اشاره می‌کند و از خواب راحت او در سایه دیوار کج صحبت می‌کند. همچنین به زیبایی و خطر خیره‌کننده چشم محبوب اشاره کرده و از تنهایی و غم ناشی از جدایی صحبت می‌کند. در نهایت، زلف‌های محبوب به ماری می‌مانند که از زیبایی و جذابیت محافظت می‌کند. این شعر ترکیبی از عشق، زیبائی و آسیب‌پذیری عاطفی است.