شمارهٔ ۴۰۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل وارسته را پروای سیم و زر نمیباشد
چو رنگ از رخ پرد محتاج بال و پر نمیباشد
غزالان سر به صحرا دادهٔ رشکند در دورش
ز هم چشمی بلایی در جهان بدتر نمیباشد
نباشد طبع عالیفطرتان را احتیاج می
که تیغ کوه را حاجت به روشنگر نمیباشد
کدامین روز عکس عارضش در جلوه میآید
که صبح آفتاب آیینه را در بر نمیباشد
سحرگه روشن از بالای خورشید برین گردد
بلی صدق و صفا بیپاکی گوهر نمیباشد
توان با پنجهٔ زاری گرفتن دامن وصلش
میسر کام دل جویا به زور و زر نمیباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره نادیده گرفتن مادیات و ارزشهای دنیا در مقابل روح و معنویت صحبت میکند. دل وارسته از مال و ثروت بینیاز است و به زیبایی و روحانیت بیشتر اهمیت میدهد. شاعر اشاره میکند که زیبایی و اصالت در طبیعت و صفای روحی وجود دارد و هیچ چیز نمیتواند آن را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین بیان میشود که دستیابی به عشق و وصل حقیقی تنها با پاکی و صداقت ممکن است و نیازی به تلاشهای مادی ندارد.