نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آنچه با دل چشم آن ترک ستمگر می کند

نامسلمانم اگر کافر به کافر می کند

با هوای نفس کی آرام دل حاصل شود

اضطراب بحر را صرصر فزونتر می کند

گشته ام هم بزم بی باکی که از شوخی مدام

عاشقان را خون به دل چون می بساغر می کند

در کمین صید مطلب تا به کی خواهد نشست

دام ازین راه است دایم خاک بر سر می کند

این جواب آن غزل جویا که بینش گفته است

نامه ام را پاره چون بال کبوتر می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری درباره عشق و دردهای آن است. شاعر به چالش‌های عاشقانه، ناامیدی و غم ناشی از عشق اشاره می‌کند. او از تاثیرات منفی هوای نفس و اضطراب در زندگی می‌گوید و بیان می‌کند که به دنبال دلخوشی است، اما این تلاش‌ها باعث افزایش تشویش او می‌شود. همچنین، شاعر به عواقب عشق و تنهایی در بزم بی‌باکی و وضعیت دل عاشقان اشاره کرده و از کمین و انتظار برای رسیدن به عشق سخن می‌گوید. در پایان، او از پاره شدن نامه‌ای به مانند بال کبوتر یاد می‌کند که نمادی از ناامیدی و پایان یک ارتباط عاشقانه است.