نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کمندانداز شوخی همچو آن گیسو نمی‌باشد

مسیحا معجزی مانند لعل او نمی‌باشد

به ایمایی دل آهونگاهان می‌شود صیدش

کمانداری دگر مانند آن ابرو نمی‌باشد

به راه عشق رفتم با توان ناتوانی‌ها

که پای رفتن این راه جز زانو نمی‌باشد

به خود در جنگ بدخویی ز خود رم کرده آهویی

نمی‌باشد چو چشم او چو چشم او نمی‌باشد

ستمگر بی‌وفایی سنگدل ناآشنا شوخی

مروت دشمنی جویا چو آن بدخو نمی‌باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به تفاوت‌ها و زیبایی‌های خاص معشوق اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که هیچ چیز در دنیا شبیه او نیست. شاعر در عشق، با وجود تمام سختی‌ها و ناتوانی‌ها، به راهش ادامه می‌دهد. او همچنین به کم‌وفایی و سنگدلی ستمگران اشاره کرده و می‌گوید که دوست‌داشتن و مروت در میان دشمنی و بدخویی به این شکل وجود ندارد. به طور کلی، شعر احساسات عمیق عشق و ناامیدی را به تصویر می‌کشد.