نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۷ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به مردن کی جدا عاشق از آن بی‌باک می‌گردد

غبار راه او باشد تنم چون خاک می‌گردد

چنان از بیم رسوایی به ضبط گریه مشغولم

که از آهم هوا تا آسمان نمناک می‌گردد

به صد رنگینی دل در شکنج طرهٔ مشکین

ترا سرهای پرخون زینت فتراک می‌گردد

دل غمناک گردد در چمن هر غنچه از رشکت

زلبخند تو برگ گل گریبان چاک می‌گردد

بود جان مرا پیوند دیگر با می گلگون

پس از مردن روانم آب پای تاک می‌گردد

بود شمع شعور از آتش خلوتگه دل‌ها

چراغ این شبستان شعلهٔ ادراک می‌گردد

چو سرمستانه جویا پا نهم در عرصهٔ محشر

به دستم نامهٔ اعمال برگ تاک می‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی عشق و غم ناشی از آن می‌پردازد. شاعر از احساس عمیق عاشقانه و درد ناشی از جدایی سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که عشق او چنان قوی است که حتی مرگ نیز نمی‌تواند او را از این احساس دور کند و روحش پس از مرگ نیز به پیوند با عشق ادامه می‌دهد. همچنین، شاعر به مسأله رسوایی و غم در عشق اشاره می‌کند و توصیف می‌کند که چگونه دلش در برابر زیبایی معشوق و در شرایط مختلف تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در نهایت، عشق به چیزی فراتر از زندگی و مرگ تبدیل می‌شود و در محشر نیز پیوند او با معشوق ادامه خواهد داشت.