نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۷ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل صاف من از وضع جهان کلفت نمی‌گیرد

بلی آیینه زنگ از زشتی صورت نمی‌گیرد

توانایی صبرم کاش می‌بودی ازین داغم

که دست ناتوانی دامن طاقت نمی‌گیرد

زبان هر گیاهی از مآل هستیش گوید

دل ما غافلان زین خاکدان عبرت نمی‌گیرد

چو تنهایی نباشد اهل دل را مجلس‌آرایی

دل ارباب وحدت هرگز از خلوت نمی‌گیرد

ز فیض ناتوانی منصب وارستگی یابی

که دست زور هرگز دامن دولت نمی‌گیرد

ز آمیزش چنان رم کرده عنقای دلم جویا

که با وحشت هم این بیگانه‌خو الفت نمی‌گیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دردها و احساسات عمیق شاعر درباره وضعیت جهان و ناتوانی انسان در مواجهه با مشکلات می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که دل صاف او از زشتی‌های دنیا آسیب نمی‌بیند و تنها با صبر و تحمل می‌تواند بر داغ‌های خود فائق آید. همچنین اشاره می‌کند که با وجود تنهایی و دوری از دیگران، اهل دل هرگز دچار یأس نمی‌شوند و به وحدت درونی خود باقی می‌مانند. به طور کلی، آنچه از این متن برداشت می‌شود، ناتوانی در تغییر وضعیت موجود و تلاش برای یافتن آرامش و فهم عمیق‌تر زندگی است.