شمارهٔ ۴۹۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سهی سروی که رفتارش ز دل خوناب می ریزد
ز هر نقش قدم رنگ گل مهتاب می ریزد
دل هر کس که بگدازد ز سوز نالهٔ بلبل
به جای اشک از مژگان گلاب ناب می ریزد
شب بیداد هجرانت ز بس بر خویش می پیچم
ز دل تا دید اشکم رنگ صد گرداب می ریزد
شود گر روبرو با شعلهٔ رخسار او یکره
زکف مشاطه را آیینه همچون آب می ریزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی دلنواز سهی سروی میپردازد که حسرت و اندوهش، آب ریزان دل را به همراه دارد. هر گام او رنگی از گل و نور ماه را به همراه دارد و دلهای سوخته از نالهی بلبل، به جای اشک، عطر گلاب میریزند. شاعر از درد جدایی شبها میگوید که اشکهایش همچون گرداب به دلش فشار میآورد. همچنین، در رویارویی با زیبایی معشوق، تاثیر آن بر دل و جانش را توصیف میکند که همچون آب از دستانش میریزد.