نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد

از فیض رنگ زرد مرا زر خرید کرد

هر کس گرفت روزه در این نشئه از حرام

چون از زمانه رخت سفر بست عید کرد

سرگرمی کسی که ز جام ریاضت است

در ساغر از گداز تن خود نبید کرد

در خون اشک بسکه تپد لاله دشت را

هر جلوهٔ تو محشر چندین شهید کرد

خوش انکه جا به خلوت خورشید طلعتی

همچون سحر ز یاری بخت سفید کرد

سرمستی شراب طهورش نصیب باد

هر کس کشید ساغر و لعن یزید کرد

جویا فغان زهجر که خنجر به صحن باغ

فرش رهم ز سایهٔ هر برگ بید کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و شوق اشاره دارد که شاعر از طریق آن به توصیف حوادث و تجربیات خود می‌پردازد. شاعر با ابراز احساساتی مانند شادی و درد، به زیبایی‌های عشق و تأثیر آن بر زندگی خود اشاره می‌کند. بخصوص، روزه گرفتن و رهایی از حرام را به عنوان نشانه‌ای از خلوص و صفای دل معرفی می‌کند. همچنین، زیبایی محبوب و تأثیرات ناشی از آن بر دل و جان انسان را به تصویر می‌کشد و از گزندهای جدایی و فراق سخن می‌گوید. در نهایت، این شعر نشان‌دهندهٔ جذبهٔ عشق و سرمستی ناشی از آن است.