نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد

به تن هر قطره خونم دانهٔ زنجیر می گردد

خیالش را ز بس در پرده های دل نهان دارم

فلک از دود آهم صفحهٔ تصویر می گردد

بقدر سوز دل گر دود آه از سینه برخیزد

در اندک فرصتی این ابر عالمگیر می گردد

نه تنها گردن مینا چو مارم می گزد بی او

قدح شبهای هجرانش دهان شیر می گردد

چسان بی او قدم در ساحت گلشن نهم جویا

که بر رویم نسیم گل دم شمشیر می گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شدت تحت تأثیر زلف معشوق و عشقش قرار دارد. او می‌گوید که زلف معشوقش باعث بیداری و تسخیر دل‌ها می‌شود و احساسات عمیقش به صورت زنجیرهایی بر تنش تبدیل شده است. خيال معشوق آن قدر در دل او نهان است که حتی آسمان از غم او دچار تغییر می‌شود. شاعر اشاره می‌کند که سوز دلش می‌تواند دودی به پا کند که جهان را فراگیرد. همچنین، بی‌معشوق، شب‌هایش شبیه به گاز گرفتن مار است و او در نبود او نمی‌تواند به باغ گل قدم بگذارد، چرا که نسیم گلابی که به آنجا می‌وزد او را مثل شمشیری فرود می‌آورد. این شعر بیان‌گر عمق احساسات عاشقانه و مشکلات ناشی از جدایی است.