شمارهٔ ۵۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نشئهٔ می مایهٔ صد درد سر باشد مرا
دور ساغر بی تو گرداب خطر باشد مرا
سرگردان دارد خمار باده ام از زندگی
آسمان چون کوه بر بالای سر باشد مرا
نیستم مانند بلبل هرزه گرد هر چمن
باغها طاؤس سان از بال و پر باشد مرا
زندگی بی جلوهٔ نازک میانان مشکل است
رشته جان بستهٔ موی کمر باشد مرا
نقش بر آب است اساس هستی من چون حباب
تکیه بر سیلاب اشک چشم تر باشد مرا
گریهٔ بیتاب عشقم خالی از دردی نمی ام
نالهٔ بی طاقت هجرم اثر باشد مرا
طینت پاک است جویا لازم اهل سخن
آب شمشیر زبان آب گهر باشد مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات و درگیریهای درونی خود میپردازد. او به عوارض و مشکلات ناشی از عشق و زندگی اشاره میکند و میگوید که بیوجود معشوق، زندگیاش پر از درد و خطر است. او خود را در حالتی از سردرگمی و خماری میبیند و به مقایسهی زندگیاش با بلبلهای آزاد و خوشبخت میپردازد. همچنین به دشواریهای زندگی و عدم زیبایی در آن اشاره میکند و بیان میکند که وجودش همچون حبابی ناپایدار است. گریه و نالههایش ناشی از عشق و فراق است و در نهایت به ویژگیهای معنوی و پاکی در شعر اشاره میکند.