شمارهٔ ۶۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
غیر رسوایی چه حاصل از بیان ما به ما
سوز دل روشن چو شمع ست از زبان ما به ما
شمع آسا آتش افتد از زبان ما به ما
می توان پی برد از طور بیان ما به ما
همدهی در بزم یکرنگی نباشد چون کتاب
داستانها می سراید از زبان ما به ما
در قناعت دل صفا اندوز کی گردد چو شمع
تا غذای تن نگردد استخوان ما به ما
قامت خم گشته بار خاطر پیران بود
شد زیاد از ضعف تن زور کمال ما به ما
هر قدر کاهد تنم لبریز جانان می شود
سود می بخشد هلال آسا زیان ما به ما
خویش را در راه عشق از ضعف تن گم کرده ایم
نالهٔ دل می دهد جویا نشان ما به ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و درونی شاعر است که از طریق زبان و بیان خود به تجلیات عشق و درد و صفای دل میپردازد. شاعر به سوز و گداز دل اشاره میکند که چون شمع میسوزد و در عین حال میخواهد نشان دهد که گوهر واقعی وجود در محبت و عشق نهفته است. او به مسائلی چون قناعت، ضعف بدنی، و بار سنگین سالها میپردازد و نشان میدهد که هر چه از جسم میکاهد، وجود روح و عشق بیشتر میشود. در نهایت، شاعر به جستجوی نشانی از خود در مسیر عشق و نالهای از دل دچار ضعف جسمی خود میپردازد.