شمارهٔ ۵۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به خلق خوش معطر ساز باغ آشنایی را
زدلگرمی فروزان کن چراغ آشنایی را
سر و سامان دشمن بودنم با خصم کی باشد؟
ندارم من که با یاران دماغ آشنایی را
زارباب محبت غیرنامی نیست در عالم
مگر گیریم از عنقا سراغ آشنایی را
به یاد آب و تاب او دهد چشم و دلم هر شب
زخون و اشک، آب و رنگ باغ آشنایی را
چو خون مرده، بی درد محبت، شد سیه جویا
چراغ خلوت دل ساز داغ آشنایی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس عمیق محبت و longing برای آشنایی و ارتباط با معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، احساسات خود را نسبت به عشق و دوستی بیان میکند. او میگوید که محبت بدون نام و نشانی نیست و در دنیای عشق، تنها یادها و احساسات میتوانند ما را به یاد آشناییها و لحظات شیرین بکشند. همچنین، شاعر با بیتابی و درد دل خود، تمایل به برقراری این ارتباط و روشن کردن چراغ آشنایی را نمایش میدهد.