نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

که چو سوزن دوختی بر جامه چشم خویش را

گاه عینک وار بر عمامه چشم خویش را

می نویسم نامه و از فرط شوق دیدنت

بسته ام نرگس صفت بر خامه چشم خویش را

همچو آن عینک که در جزوی فراموشش کنند

کردم از شوقت نهان در نامه چشم خویش را

ترک دنیا کرده ام در عین خواهش های نفس

بسته ام در گرمی هنگامه چشم خویش را

تا به کی مانند داغ لاله خواهی دوختن

از طمع بر سرخ و زرد جامه چشم خویش را

از خیال مهر رویی دیده ام جویا چو شمع

روشنی افزای صد هنگامه چشم خویش را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف و ابراز عشق شاعر به معشوقه‌اش است. شاعر از پیچیدگی احساستش می‌گوید و به چگونگی تفکر و احساساتش اشاره می‌کند. او از دوختن سوزن بر جامه چشم و نگاهش سخن می‌گوید و اینکه چطور در نامه‌ای که می‌نویسد، عشق و شوقش را به تصویر می‌کشد. شاعر از دلبستگی‌های دنیوی خود دست کشیده و تمام توجهش را به معشوقه‌اش معطوف کرده است. او از آرزوی دیدار معشوق و پیدا کردن روشنی در دنیای تاریک احساساتش صحبت می‌کند و نهایتاً به longing (درد شوق) برای زیبایی و محبت معشوقه‌اش اشاره می‌کند.