شمارهٔ ۶۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدا
بود چون معنی از مصرع زقد او کمر پیدا
ندارم آگهی از حال دل لیک اینقدر دانم
که گاهی می شود در دود آهم چون شرر پیدا
نهان از خلق بر دوش سبک روحی بود سیرم
نباشد همچو رنگم در پریدن بال و پر پیدا
چو شمعی کز شکاف پردهٔ فانوش بنماید
بود از رخنه های سینه ام داغ جگر پیدا
مجو در رفتن از خود نقش پا آزاد مردان را
نباشد از سبک سیران این وادی اثر پیدا
به پاس عزت خود سعی کن تا معتبر کردی
به قدر آبرو جویا کند قیمت گهر پیدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات و درونیات خود میپردازد. او از عدم توانایی در بیان کامل وضعیت روحیاش صحبت میکند و به وجود شعلههای درد و شوق در وجودش اشاره میکند. همچنین بیان میکند که روحش آزاد و سبک است و نمیتواند با دنیا و مادیات درگیر شود. شاعر با استفاده از تشبیهات، احساسات عمیق و ناگفتهاش را به تصویر میکشد و میگوید که برای حفظ اعتبار و شخصیتش باید تلاش کند. در کل، شعر نشاندهنده تناقضات روحی و اهمیت آبرو و ارزش انسان است.