نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اشکم چون خون زدیده چکان بی تو می رود

آهم به رنگ شعله طپان بی تو می رود

گر قامتم دو تاست همان سوز دل بجاست

آهم چو ناوکی زکمان بی تو می رود

دور از تو یک نفس نتوان شد به اختیار

در حیرتم که عمر چسان بی تو می رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده‌ی احساس درد و اندوه گوینده به خاطر دوری از معشوق است. او بیان می‌کند که اشک‌هایش شبیه خون ریخته می‌شوند و آتش دلش او را عذاب می‌دهد. حتی اگر قامت او دو تا باشد، سوز دل او همچنان وجود دارد. به علاوه، دوری از معشوق برای او طاقت‌فرساست و در حیرت است که چطور می‌تواند بدون او به زندگی ادامه دهد.