نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۹ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا غنچهٔ دل بلبل گل پیرهنی شد

هر قطرهٔ خون در تن زارم چمنی شد

ای جان جهان کشتهٔ الماس ستم را

هر رگ به تن از درد تو تار کفنی شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و درد فراق صحبت می‌کند. او به زیبایی گل و غنچه دل بلبل اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هر قطره خون او به درد و رنج تبدیل شده است. در نهایت، او به کشته شدن در برابر ستم و درد اشاره می‌کند و این درد را به شبیه یک کفن برای خود می‌داند.