شمارهٔ ۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای به قربان تو گردند کمان ابروها
گردش چشم تو تعلیم رم آهوها
تا به کی در نظرت جلوهٔ صورت باشد
حسن معنی نگر از آینهٔ زانوها
پرتو افکن بود از مهر رخت بسکه دلم
استخوان همچو مه نو شده در پهلوها
حلقهٔ چشم تو دام ره خوبان باشد
سر نپیچند ز حکم نگهت آهوها
بحر عشق است میندیش که دارد جویا
موج سان همت دل تقویت بازوها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت چشمان و ابروهای محبوب اشاره دارد و به قدرت و تأثیر آنها بر دل عاشق میپردازد. شاعر به زیباییهای ظاهری و معنوی اشاره میکند و میگوید که نباید فقط به ظاهر توجه کرد، بلکه باید به عمق معنای عشق نیز نگریست. همچنین، شاعر عشق را به دریایی تشبیه میکند که نیازی به جستجوی آن نیست و تنها باید دل را به آن سپرد.