شمارهٔ ۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ساخت عکس عارضت رشک بهار آیینه را
تا تو ره دادی بیفزود اعتبار آیینه را
گرد کلفت می نشیند بر دل از اندک غمی
می کند آهی نهان زیر غبار آیینه را
شوخی حسن ترا نازم صفایش کم مباد
می کند دایم ز رویت شرمسار آیینه را
در پناه جرأتیم ایمن ز جور دشمنان
دایم از شمشیر می سازیم چار آیینه را
بشکن ای جویا دل آسوده را از سنگ درد
پیش مردان نیست اصلا اعتبار آیینه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و نقشآفرینی عشق و احساسات انسانی در زندگی میپردازد. شاعر از طریق تصویرسازیهای مختلف، توجه خود را به ارزشهای عشق و زیباییها جلب میکند و به زیبایی محبوبش اشاره میکند. او همچنین به آسیبها و چالشهایی که از طرف دشمنان و غمها متحمل میشود، اشاره میکند و یادآور میشود که با وجود این سختیها، عشق و زیبایی میتواند به انسان اعتبار و آرامش ببخشد. در نهایت، شاعر به شکستن محدودیتها و آزاد کردن دل از دردها دعوت میکند تا از زیباییها و عشق به طور کامل بهرهمند شوند.