نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

از آن گلگشت با غم بر سر فریاد می آرد

که سیر اومرا از خندهٔ گل یاد می آرد

به حسرت لخت دل از جیب آهم بر زمین آید

چو آن برگ گلی کز بوستانش باد می آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت، شاعر از ناراحتی و غم خود سخن می‌گوید و به یاد لحظات خوش زندگی‌اش با گل‌ها و طبیعت می‌افتد. او حسرتی در دل دارد که مانند برگی از گل، تحت تأثیر باد به زمین می‌افتد و این تصویر نشاندهنده‌ی زیبایی و fragility (زودگذر بودن) لحظات شاد زندگی است.