شمارهٔ ۶۱۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زمی حسن فرنگش چون به فکر آب و رنگ افتد
چنان رخسارش افروزد که آتش در فرنگ افتد
اگر زخم تو ننوازد مرا از گرمی آهم
چنان کز نوک مژگان اشک پیکان از خدگ افتد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به زیبایی عشق و تأثیر آن بر روح و روان انسان میپردازد. وقتی حسن به فکر زیبایی و جلوههای ظاهری میافتد، چهرهاش به شدت میدرخشد و مانند آتش زبانه میکشد. اگر عشق او مرا آرامش ندهد و از درد درونم غافل شود، اشکهایم چون تیر از چشمانم به زمین خواهد افتاد. در کل، این ابیات احساسات عمیق و کششهای عاشقانه را به تصویر میکشد.