نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۴ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز روز حشر شهید ترا چه بیم بود

در دو لخت بهشت از دل دو نیم بود

به روی لالهٔ داغ درون بغلتد آه

چو صحن باغ که جولانگه نسیم بود

کناره جوی مباش از شعار اهل کرم

کز این میان چو شوی کار باکریم بود

کدام درد بود سخت تر ز بیدردی

دل صحیح بر عاشقان سقیم بود

همین سلامت نفس از خدا طلب جویا

که روز حشر سوال از دل سلیم بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون شهادت، بهشت و روز قیامت پرداخته است. شاعر به تصور یک شهید اشاره می‌کند که در روز حشر نگرانی از وضعیت خود ندارد، زیرا بهشت او را در آغوش خواهد گرفت. همچنین به عشق و درد عاشقان و اهمیت داشتن دل سلیم اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از خواننده می‌خواهد که سلامت نفس را از خدا طلب کند، زیرا در روز قیامت از دل پاک و سالم پرسش خواهد شد.