شمارهٔ ۶۶۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سوار ابلق لیل و نهار خود باشد
اگر کسی بتواند سوار خود باشد
خوشا حضور نماز کسی که چون محراب
ز خود تهی شود و در کنار خود باشد
به خامشی مگریز از خطر که همچو حباب
دلت ز پاس نفس در حصار خود باشد
کسی که پاس نگه پیشه کرد چون فانوس
حصار دیدهٔ شب زنده دار خود باشد
به روی گرم چو، مهر آنکه با خلایق زیست
گل سر سبد روزگار خود باشد
کسی که کرده قناعت به قطره ای چو گهر
همیشه مایه ور اعتبار خود باشد
به هوشیاری و مستی، وقار او جویا
چو بی قراری ما برقرار خود باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به اهمیت خودشناسی و کنترل نفس اشاره میکند. او به افرادی که میتوانند بر خود تسلط داشته باشند و در حضور نماز خویش از خود تهی شوند، تحسین میکند. همچنین به اهمیت خاموشی و دوری از خطرات درونی و خارجی اشاره دارد. شخصیتهایی که مانند فانوس، نگران نگهداشتن دید خود هستند و به قناعت در زندگی اهمیت میدهند، ارزشمندند. در نهایت، شاعر از کسی صحبت میکند که با وجود بیقراریها، همچنان ثابت و باوقار است. این شعر به تامل در درون و ایجاد تعادل در زندگی دعوت میکند.