نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود

گر سلسله جنبان دلم آه نمی بود

ای ضعف نمانده است مرا قوت ناله

ای وای چه می کردم اگر آه نمی بود

می داشت اگر کوکب اقبال بلندی

دستم ز سر زلف تو کوتاه نمی بود

در ملک بدن شاه نمی بود دلت را

گر نقش نگین بندهٔ درگاه نمی بود

از کاهش تن شمع صفت باک ندارم

کاش آتش بیداد تو جانکاه نمی بود

می بستی اگر دیدهٔ بینش ز دو بینی

جویا احدی پیش تو گمراه نمی بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات و درونیات شاعر اشاره دارد. شاعر از جنون و شوری صحبت می‌کند که ناشی از عشق است و اگر این عشق نبود، هیچ‌کس از حال او خبر نمی‌شد. او به ضعف خود اشاره کرده و می‌گوید که اگر نبود عشق، او نمی‌توانست ناله کند. شاعر آرزو دارد که عشقش قوی‌تر باشد تا بتواند به معشوقش برسد. همچنین او از دردهای ناشی از جدایی و فراق سخن می‌گوید و می‌گوید که اگر معشوقش همواره در دسترس بود، هیچ‌کس نمی‌توانست او را گمراه کند. به‌طور کلی، شعر به ابراز عشق و احساساتی عمیق در برابر معشوق پرداخته است.