نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

تنها نه همین یارم گوش سبکی دارد

با گوش سبک چون گل روی تنکی دارد

با شعلهٔ حسن او کز باده برافروزد

خورشید برین چون مه روی خنکی دارد

در عالم مستی هم هرگز نشود رامم

با آنکه ز خود رفته است از من خودکی دارد

صد ساغر لبریزم نشکست خمار امشب

با رطل گران ساقی دست سبکی دارد

نظاره نیابد ره بر درگه دیدارش

از لشکر خط حسنش جویا تزکی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و جمال معشوق است. شاعر از زیبایی و ویژگی‌های خاص یار خود صحبت می‌کند، مثل گوش سبکش و روی نازکش که دل‌ربا است. او به تاثیر جذابیت معشوق بر خود اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در حال مستی هم نمی‌تواند خود را از عشق او رها کند. شاعر از بی‌قراری و پر بودن ساغرهایش سخن می‌گوید و به سختی دسترسی به دیدار معشوق اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر حال و هوای عاشقانه و احساسی را به تصویر می‌کشد.