شمارهٔ ۷۰۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
اضطرابی دارم از آرام شوخ و شنگ تر
ناله ای از خامشی یک پرده سیر آهنگ تر
می شوم هر دم ز آغوشت جدا دل تنگ تر
دربرت خواهم کشیدن آخر از دل تنگ تر
دیدهٔ بد دور امروز از پریرویان تر است
ساده تر رخسار و چشم شوخ پر نیرنگ تر
پنجهٔ مژگان او در بردن دلهای سخت
باشد از سرپنجهٔ فولاد زورین چنگ تر
ای ز خود غافل چه عیب دیگران بینی که نیست
از تو کس بی شرم تر، بی عارتر، بی ننگ تر
از کسی چشم حمایت باشدم جویا که اوست
مهربان تر، قدردان تر، یارتر، یک رنگ تر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساس اضطراب و دلتنگی خود در رابطه با عشق صحبت میکند. او با آرزوی آرامش، به نالهای از خاموشی و جدایی اشاره میکند و هر لحظه که از محبوبش دور میشود، دلتنگتر میشود. شاعر همچنین به زیبایی و نیرنگ زیبارویان پرداخته و به قدرت جذبکنندهای که در چشم و مژگان معشوق دارد، اشاره میکند. در نهایت، او به غفلت از خود و عیوب دیگران اشاره میکند و به دنبال محبت و قدردانی از کسی است که با او یکرنگ و مهربان باشد.