شمارهٔ ۷۲۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آب از گداز دل نخورد سرو آه اگر
چون داغ لاله قد نکشد از بر جگر
شفتالویی به جان ز لب یار می خریم
بیجا نگشته ایم به سودای او بمر
سرگرم رقص گشت و مباد آفتی رسد
از موج پیچ و تاب به آن نازنین کمر
مردان برای متقیان عین راحت است
بر روزه دار عید بود راحت سفر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات عمیق خود اشاره میکند. او از درد و longing (دلتنگی) ناشی از عشق میگوید و به رابطهای که همچون داغی بر دلش نشسته، اشاره میکند. همچنین، شاعر با نگاهی مثبت به زندگی و لذت بردن از آن از طریق رقص و شادی اشاره میکند و به این ترتیب برای متقیان و روزهداران، لحظاتی از راحتی و خوشی را معرفی میکند. کل شعر به تجربه عشق و زیباییهای زندگی مرتبط است.