شمارهٔ ۷۲۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کار دنیا فکر ای دانا ندارد اینقدر
بهر دنیا غم مخور دنیا ندارد اینقدر
وسعتی در خورد وحشت آرزو دارد دلم
عالم دیوانگی صحرا ندارد اینقدر
لاف همراهی نیارد زد به ما آزادگان
وحشت از اهل جهان عنقا ندارد اینقدر
محتسب پیمانه نوشان را به طور خودگذار
می توان برداشت دست از ما ندارد اینقدر
در خطر باشد زموج اشک جویا دیده ام
منصب شوریدگی دریا ندارد اینقدر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ناچیزی و بیمعنایی دنیا پرداخته و به انسان هشدار میدهد که نباید به غم و اندوه ناشی از امور دنیوی بیمقدار توجه کند. شاعر تأکید میکند که آرزوها و خواستههای انسانها در واقع وسیع و بیپایان هستند و این دیوانگی و وسواس در دنیا تنها یک توهم است. همچنین، او به همراهی و همدلی در بین آزادگان اشاره میکند و میگوید که ترس از دنیا و اهل آن، ارزشی ندارد. در نهایت، شاعر به هدر رفتن احساسات و شوریدگی ناشی از زندگی دنیوی اشاره میکند و معتقد است که اینگونه احساسات نیز بیپایه و کممقدارند.