شمارهٔ ۷۴۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نوبهار آمد هوا آیینه پرواز است باز
هر طرف خیل پری سرگرم پرواز است باز؟
از طپش، شریان شوقم پردهٔ دل می درد
چشم مخمور که در اندیشهٔ ناز است باز
آشنای ناله غیر از نغمه فهم درد نیست
صحبت دل با زبان بلبلان ساز است باز
محفل افروز دلم شد یاد شمع عارضی
رنگ رویم بر هوا پروانه پرواز است باز
در برم پیراهن اشک است مانند حباب
با دل غمدیده آه سرد دمساز است باز
در بهار عارضش از آمد و رفت نگاه
پنجهٔ مژگان جویا دست گلباز است باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به زیبایی به آغاز بهار اشاره شده است. با آمدن بهار، همه جا سرشار از شادی و شوق پرواز است. شاعر احساساتی عمیق و پرشور را شرح میدهد و میگوید که دلش به خاطر این شوق به تپش افتاده است. او به یاد محبوبش، که مانند شمعی در دلش میدرخشد، احساس اشتیاق و عشق میکند. همچنین، وجود محبوبش را همچون گل در بهار توصیف میکند که زیبایی و احساسات را به ارمغان میآورد. در کل، شعر نمایانگر فرآیند عشق و شوق در دل شاعر است که با آمدن بهار تجدید میشود.