شمارهٔ ۷۷۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زل بند چاشنی باشد حلاوت از لبش
شیرهٔ جان می چکد چون صاف لذت از لبش
ناله از دل، آه گرم از سینه، اشک از دیده ام
رنگ از رخ، بو ز پیراهن، نزاکت از لبش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت شخصی میپردازد که با لبانش حلاوت و لذتی خاص به اطرافیانش میبخشد. از دلش ناله و آهی برمیخیزد و چشمانش اشک میریزد. چهرهاش به قدری زیباست که رنگ از رخسارش میریزد و لطافت و نزاکت را از لبانش میتوان دریافت کرد.