شمارهٔ ۷۷۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
از آن چون آب در گلها بود آهسته رفتارش
که میترسد بریزد آب و رنگ از حسن سرشارش
کشد مجنون ما پای طلب در دامن دشتی
که دارد شوخی مژگان لیلی هر سر خارش
ریاضت شاهد اعمال هرکس را بیاراید
گداز دل نهد آیینه پیش حسن کردارش
درستی جوی در کار دل از فیض شکست دل
شکستن در حقیقت خانهٔ دل راست معمارش
ز حق مگذر بریدن سخت دشوار است ای ناصح
ز کافر کیش شوخی کز رگ جان است زنارش
نبیند از شکست خانهٔ تن هیچکس نقصان
که باشد گنجها جویا، نهان در زیر دیوارش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد و از احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه صحبت میکند. شاعر به آرامش و لطافت رفتار محبوب (که به آب در گلها تشبیه شده) اشاره میکند و نگرانی او از ناپدید شدن زیباییاش را بیان میکند. محبوب مجنون را به سوی خود میکشد و تماشای او را مسحورکننده میکند. همچنین اشارهای به تأثیر اعمال و رفتار بر محبت و عشق دارد. در ادامه به سختیهای جدایی از حق و دشواریهای عشق اشاره میکند و نهایی به این نکته میرسد که هیچکس از شکست در کارهای دنیوی آسیب نمیبیند، زیرا در زیر این شکستها، گنجهای پنهانی وجود دارد.