شمارهٔ ۷۸۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرگز نیامده است و نیاید ز ما غلط
ما و گله ز خوی تو کذب، افترا، غلط
وصف لطافت تو همین بس که می کند
با بوی گل غبار رهت را صبا غلط
بایست جاد دل به تو جان داد و آرمید
کردند بیدلان تو در ابتدا غلط
اجزای کین و جور تو پا تا به سر صحیح
اوراق مهر و لطف تو سر تا بپا غلط
فرسنگها به یک قدم از ره فتاده دور
بنهاده در طریق وفا هر که پا غلط
جویا هر آنچه در حق ما گفته است غیر
واهی، دروغ بیهده، پا در هوا، غلط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر نادرستی و دروغهایی است که درباره عشق و معشوق گفته میشود. شاعر تاکید میکند که هیچ غلطی از جانب او سر نزده و تمامی انتقادها و اتهامات به معشوق بیاساس و نادرست است. همچنین اشاره میکند که لطافت و زیبایی معشوق به قدری است که حتی نسیم نیز با بوی گلهایش آمیخته میشود. سپس بیان میکند که دلدادگی به معشوق باید با جان و دل انجام شود و در نهایت به این نتیجه میرسد که هر چه در حق او گفتند، دروغ و بیاساس است.