شمارهٔ ۷۹۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لعل لب او راست ز رنگین سخنی رنگ
چندانکه ازو یافت عقیق یمنی رنگ
گردید کبود از اثر بوسه لب یار
باشد گل شفتالوی او یاسمنی رنگ
شامی که بناگوش تو از پرده برآید
تا صبح بود روی هوا نسترنی رنگ
هر قطرهٔ خون شیون بلبل به تنم داشت
رفتی چو در آغوش قبای چمنی رنگ
جویا جگرم خون ز غم شوخ غزالیست
کز رشک خطش باخته مشک ختنی، رنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلها و تصاویری رنگین، لبان معشوق را به لعل و رنگینترین سنگها تشبیه میکند. او به اثر بوسهی یار بر لبانش اشاره میکند که چهرهاش را کبود کرده و او را شبیه به گل شفتالو میسازد. همچنین از زیباییها و عطر نسترن در شامگاه یاد میکند و به غم و شورشی که در دلش به خاطر معشوق وجود دارد، اشاره دارد و عشق و احساسات عمیق خود را با زبانی شاعرانه بیان میکند.