شمارهٔ ۸۷۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در حریم وصل از دلدار دور افتاده ام
مستم از کیفیت سرشار دور افتاده ام
معنی بیگانه با دل آشناتر می شود
در بر یارم اگر از یار دور افتاده ام
همچو پرواز نگه از دیدهٔ اهل نظر
با تو نزدیکم و بسیار دور افتاده ام
بسکه دل آزرده ام یکره ندیدم خویش را
تا از آن آیینهٔ رخسار دور افتاده ام
در حریم وصل هم بلبل ز افغان لب نبست
چون ننالم من کز آن غمخوار دور افتاده ام
بسته شد جویا زبان ناله دور از بزم یار
بلبلم کز ساحت گلزار دور افتاده ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساس درد و دوری از معشوق را توصیف میکند. او در حریم وصال، اما به دلیلی از دلدار جدا افتاده و از این وضعیت مست است. در حالی که ممکن است در نزدیکی یار باشد، اما از او دور به نظر میرسد. این دوری باعث میشود که معانی و احساسات او نسبت به بیگانگی و آشنایی عمیقتر شود. شاعر به تصویر کشیدن بلبل و وحشت او از این دوری اشاره میکند و عواطف عمیق خود را در زبان ناله و فریاد بیان میکند. در کل، این شعر به احساس جدایی و درد ناشی از آن پرداخته است.