شمارهٔ ۸۹۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای من خراب طورک رندانه تان شوم
من خاک راه جلوهٔ مستانه تان شوم
ای ماه طلعتان مگر آیینه دیده اید
من واله نگاه اسیرانه تان شوم
آبی بر آتش جگر بیدلان زنید
ای من اسیر گردش پیمانه تان شوم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری عاشقانه و جنونآمیز است که شاعر از عشق و شیدایی خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او آرزو دارد که در کنار معشوق باشد و در آتش عشقش بسوزد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و به نوعی از اسارت خود در چشمان او و تمایلش به قربانی شدن در راه عشق سخن میگوید. در نهایت، او میخواهد با هم بودن، از درد و آتش دلش کاسته شود.