نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر چنین در ضعف دایم بگذرد احوال من

مو برآرد دیدهٔ آیینه از تمثال من

با کدورت بسکه بگذشت از غمت احوال من

در گذشتن سایه در پی داشت ماه و سال من

گردهٔ تصویر برخیزد غبار از تربتم

شد نهان در پرده های دل ز بس آمال من

نور شمع جان مرا در پرده هستی ازوست

می شود فانوس بزم آیینه را تمثال من

بسکه احوالم نهان در گرد کلفت گشته است

چون ورق گردان زمین را گرگشایی فال من

موج سان جویا خورد جوهر بهم آیینه را

دیده بگشاید اگر بر صورت احوال من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احوالاتی می‌پردازد که شاعر به دلیل غم و درد در زندگی خود دچار آن‌هاست. او احساس می‌کند که ضعف و غم، تصویر واقعی او را در دنیا پنهان کرده و به تدریج از یاد رفته است. در این حال، او به تصویر خود در آینه اشاره می‌کند و می‌گوید که نور زندگی‌اش تنها از وجود اوست. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که به سبب شرایط سخت و غم انگیز، احساسات و امیدهایش در دلش نهان مانده و او به دنبال پیدا کردن حقیقت و معنی واقعی زندگی‌اش است. این شعر نغمه‌ای از اندوه، پنهان بودن احساسات و جستجوی نور و روشنایی در زندگی است.