نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زبسکه کرده مکرر ثنای واجب را

ز هم گسیخته تار نفس کواکب را

همین که بیم فتادن نباشد اقبال است

به چشم کم منگر پستی مراتب را

چنین که جای کند تنگ هم به کلبهٔ دل

عجب که راه برآمد بود مطالب را

کسی که با تو طریق مناسبت جوید

برون کند زدل اندیشهٔ مناصب را

رود زدست هر آن کو به آن میان آویخت

عبث نه پهلو تهی کرده است قالب را

دلا ز شوخی دنبال چشم یار مپرس

خدا به خیر و صلاح آورد عواقب را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مسائلی چون ستایش از خدا و مقام او اشاره می‌کند. او می‌گوید که در هنگام آرامش و عدم بیم، انسان‌ها به خوبی می‌توانند به خدا نزدیک شوند و دلشان را از اندیشه‌های منفی خالی کنند. شاعر بیان می‌کند که در جستجوی مناسبتی با خدا، باید از اندیشه‌های ناپسند فاصله گرفت و به خود و محیط اطراف توجه کرد. در نهایت، از عشق و علاقه به یار صحبت می‌کند و از خداوند درخواست می‌کند که عواقب کارها را به خیر و صلاح برساند.