نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۲ - و قال ایضاً کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صد غمّاز مجد عبّادان

قریة من وراع عبّادان

کژ و خون ریز در دهانش زبان

راست مانند نیش فصّادان

سیه و سخت در زر آویزان

دل او چون محکّ نقّادان

ناتوان گیر چون تب لرزه

بی گنه کش چو تیر صیّادان

همچنان بادیه ببی آبی

کوشد اندر هلاک بی زا دان

مفردات آن چنان که او گیرد

هم نگیرند مهره نّرادان

در بدیّ و ددیّ و بیخردی

دوم او تو هم مر او را دان

در دهانش زبان غمّازان

و اندر ابروش چشم جلاّدان

هم عفا الله امین دین یعقوب

گرچه این فاضلست و او نادان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به توصیف شخصیتی پرداخته و او را به عنوان فردی بدسرشت و نادرست معرفی می‌کند. قهر و خشونت در زبان او و دل سنگین و بی‌رحمش ذکر شده است. این شخص در دنیای بدی و بی‌خردی زندگی می‌کند و به دیگران آسیب می‌زند. با وجود اینکه عده‌ای در او فضیلت و دانش می‌بینند، در واقع از نظر شاعر او نادان و خطرناک است. این شعر نشان‌دهنده تضاد بین ظاهر و باطن شخصیت‌ها و سوءاستفاده از قدرت و موقعیت می‌باشد.