شمارهٔ ۱۵۳ - وله ایضاً کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای صبا، ای صبا، بحکم کرم
بوی لطفی بمغز ما برسان
ببزرگی مرا پیامی هست
تو رسول منی، بیا برسان
بجناب بهاء ملّت و دین
یا رب او را بکامها برسان
و آنچه او را مرا دو مقصودست
اندارنش بمنتها برسان
چون رسی وقت فرصت خلوت
مبلغی خدمت و دعا برسان
وز منش خاص بیش از اندازه
خدمت و مدحت و ثنا برسان
گو فلان گفت بر توام رسمیست
بکرم رسمک مرا برسان
و آن دعایی که پارت آوردم
اگرش وقت شد عطا برسان
ور در اینش تعلّلی بینی
این سخن هم بدین ادا برسان
مدحت رایگان حلالت باد
عوض تحفه یا بها برسان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از نسیم (صبا) میخواهد که بوی لطف و محبت را به او برساند و پیامی بزرگ را به محبوبش برساند. او از خداوند میخواهد که محبوبش را به آرزوهایش برساند و خواستههایش را به بهترین شکل تحقق بخشد. شاعر همچنین از صبا میخواهد در وقت مناسبی که خلوت است، دعا و مدح او را به محبوبش برساند و از او درخواست میکند که دعایی که برای محبوبش آورده است را در صورت امکان به او عطا کند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که تحسینش بدون چشمداشت است و نمیخواهد چیزی به عنوان عوض دریافت کند.