نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۸ - وله ایضاً فیه کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قصاید / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

ای ز بزرگی بدان مقام که قدرت

بر سر گردون فراشتست و ساده

بس که تردّد کنند زی درت آنک

بر فلک از کهکشان علامت جاده

عاجز تدبیر تست جنبش گردون

ورچه بکار آورد فنون جلاده

خدمت تو کردنی چو طاعت ایزد

مدحت تو گفتنی چو لفظ شهاده

جلوه گه خصم تو منصّۀ دارست

گردن بندش کمند و تیغ قلاده

تیر فلک در هوای آتش طبیعت

بر بفکندست همچو تیر کباده

آتش خشم تو چون زبانه برآرد

شیر فلک برنهد بگاو لباده

از تو سؤالیست بنده را بتفضّل

زود جوابش ده از طریق افاده

گر بفضولی کسی ز خادم مخلص

پرسد حالی چنان که باشد عاده

گوید نان زیادت تو چه فرمود

خواجه چو باز آمد از سفر بسعاده؟

شاید اگر گویمش که از پس شش ماه

صرت کما کنت و العناء زیاده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به ستایش و عظمت یک شخصیت بزرگ می‌پردازد که قدرت و مقام او بر فراز آسمان‌ها قرار دارد. شاعر اشاره می‌کند که بسیاری در پی خدمت به او هستند و از فنون و تدبیرهای عاجز خود در برابر قدرت او سخن می‌گوید. ذکر می‌شود که خدمت به این شخصیت همچون طاعت خداوند است و مدح او مانند شهادت بیان می‌شود. همچنین، شاعر به زبانه خشم او و تأثیر آن بر عالم اشاره کرده و از او سوالاتی از جانب بندگان و خادمان می‌پرسد و به اهمیت و ارزشی که او دارد، اشاره می‌کند. در نهایت، سخن از حال و روز یکی از خادمان در برابر او به میان می‌آید که او خواسته‌هایش را بیان کند.