شمارهٔ ۳۹ - وله ایضاً کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای طلعت تو عید بزرگ جهانیان
ایّام عید و فصل شریفت خجسته باد
دایم همای همّتت از فرط ارتقا
مسکن فراز بیضۀ افلاک جسته باد
هر گردکز شد آمد خیل زمانه خاست
آن گرد هم بفیض بنانت نشسته باد
تیغ قضا چو تیز شود در ره نفاذ
از شکل خامۀ تو بر آن تیغ دسته باد
اندر سلوک راه معانی چو جان خصم
فرق زحل ز گام سمند تو خسته باد
از دنگ سنگ حادثه مانند عهد او
خر مهره های گردن خصمت شکسته باد
در تنگنای مدّت از آسیب سطوتت
دیروز عمرش از سر فردا بجسته باد
وز گردنش که چنبرادبار طوق اوست
جلّاد قهر حبل وریدش گسسته باد
همچون طناب تافته، چون میخ کوفته
چون خیمه سال و مه زده، چون شقّه بسته باد
خون در دلش فسرده و دل لقمه در دهن
وز استخوان جدا شده مغزش چو پسته باد
جرم فلک که سبزۀ خوان وجود اوست
بر طرف خوان همّت تو دسته دسته باد
دست جلالتت ز اباهای روزگار
در طشت چرخ و چشمۀ خورشید شسته باد
گردون که با یکایکش از خلق کینهاست
او را چو صبح مهر تو در دل برسته باد
بازار گاو را چو رواجی تمام هست
از دشمن شتر دل تو رسته رسته باد
واندر پناه طلف تو این دلشکسته نیز
از محنت شماتت اعدا برسته باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و تقدیر از شخصیت و مقام فرد خاصی میپردازد که به عنوان نماد بزرگی و نور در زندگی جهانیان معرفی شده است. شاعر در این اشعار، عید و جشن را به خاطر شخص مورد نظر تبریک میگوید و آرزو میکند که جایگاه او همواره در اوج و بلندیهای آسمان باشد. او همچنین به چالشها و مشکلاتی که ممکن است فرد با آنها روبهرو شود اشاره کرده و امید دارد که از تمام این موانع به سلامت عبور کند و به موفقیت و رستگاری برسد. شاعر با تصاویری پر طنز و زیبا، قدرت و شکوه او را توصیف میکند و آرزو دارد که همواره در دلهای مردم جاودان بماند.