شمارهٔ ۴۱ - وله ایضاً فیه کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دعاگو را توقّع بود صدرا
که چون عمری ترا دمساز گردد
بصد ترتیب و تشریف و نوازش
ز دیگر بندگان ممتاز گردد
چو دارد مایه از خاک جنابت
برفعت با فلک انباز گردد
نبود اندر خیال او کزینسان
قرین فقر و جفت آز گردد
بچنگ گوشمال محنت اندر
چنان ابریشم ناساز گردد
هنوزش هست امّیدی که ناگه
در دولت برویش باز گردد
چو اقبال تو بر وی کرد اقبال
سرانجامش به از آغاز گردد
گرش این آرزو گردد محقّق
بدین درگاه با صد ناز گردد
وگرنه زین سپس زحمت نیارد
بهم آن راه کامد باز گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به امید و آرزوهای دعاگو اشاره میکند که انتظار دارد با دعای خود، شخصی را از حالت فقر و محنت نجات دهد و به او امید و شادی ببخشد. دعاگو میخواهد که با زحمت و تشریفاتی خاص، فردی را که سالها در کنار او بوده، ممتاز و محترم کند. او بر این باور است که با دعای خالصانهاش و توجه به مشکلات، میتواند او را به راحتیهای زندگی برساند و اگر این آرزو محقق شود، درگاهش با احترام و ناز استقبال خواهد شد. در نهایت، شاعر تاکید میکند که اگر این آرزو به واقعیت نپیوندد، دعاگو دیگر زحمت خود را ادامه نخواهد داد و کارش به حالت قبل برمیگردد.