نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای ز روی تو آب بر آتش

دل ریشم متاب بر آتش

ای زرشک خط تو چون خط تو

جگر مشک ناب بر آتش

بجز از خال و چهرة تو زدود

من ندیدم حباب بر آتش

بر رخت دل چرا نهم خیره؟

دل نباشد صواب بر آتش

لطف تو غالبست بر خشمت

زانکه چیرست آب بر آتش

زلف هندوی تو بسان منست

ساخته جای خواب بر آتش

لیک من ساکنم بیاد تو ، او

میکند اضطراب بر آتش

زانک ب خون بیگناهان ریخت

میکنندش عذاب بر آتش

گفتمش: چشم تو چرا فکند

این دل پر ز تاب بر آتش؟

گفت: آری بنزد بیماران

رسم باشد کباب بر آتش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق است. شاعر از معشوق خود می‌خواهد که با تابش زیبایی‌اش، آتش عشق او را خاموش کند. او دل ریش و بی‌تابش را به تصویر می‌کشد و اشاره دارد که زیبایی معشوقش مانند دانه‌های زرشک و درخشش خال اوست. شاعر از اضطراب و عذاب ناشی از عشق می‌گوید و به روشنی بیان می‌کند که عشق و جمال معشوقش بر تمام مشکلات غلبه دارد. در نهایت، شعر به رابطه عشق و درد اشاره می‌کند و اینکه خیره شدن به چهره معشوق درد دل را افزایش می‌دهد.